تبليغاتX
چه بي رحمند ثانيه ها ! زماني که هر دو دوش به دوش هميم و چه تلخ آور ! سکوتي که بين من و تو حکم فرماست ... کاش ثانيه ها کمي ديرتر فرا روند و سکوت بين ما شکسته شود ، تا بيشتر گرمي وجود هم را دريابيم
قصــرعشــق

قصــرعشـق





آرشیو متنهای عاشقانه  

 

بیش از ۲۰۰ متن عاشقانه در وبلاگ قصرعشق  

 

 

برای دسترسی آسان به تمامی نوشته ها روی لینک زیر کلیک کنید 

 

 

..:: آرشیو متنهــای عاشـقـانه ::.. 

 

 

 

نوشته اي از بهاره و سعید | چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 | 22:15 |

قصه عاشقانه  

 

همه چیزم را به غارت برده ای ، حتی قلب مرا

ببین که چگونه جای خالی اش میان سینه ام پیداست

 

دستانت را که دور گردنم حلقه می کنی ،

یا وقتی که مرا در میان بازوانت جای می دهی ..

انگار تمام دنیا مال من می شود !

مثل یک قصه عاشقانه ،

زندگی من از حضور عطر نفسهایت دگرگون می شود ..

نگاهم را به نگاهت می دوزم ،

دستانت بی اختیار صورتم را لمس می کند ..

حسی شیرین میان رگهای تنم موج می زند ،

همان لحظه چشمهایم را می بندم ..

دلم می خواهد سرم را بر روی شانه ات بگذارم ،

یا که خودم را در آغوشت بیندازم

و تو مثل همیشه مرا عاشقانه لمس کنی ،

یا که مثل یک کودک مرا به خوابی شیرین دعوت کنی ..

اینها همه که گفتم رویا نیست !

رویایی که هرگز نمی توانم حتی در خواب هم به آن برسم ،

بی تو بودن هیچ گاه در ذهن و قلبم جاری نیست ..

زیرا باورم شده هر کجا که باشم ،

تو با من قدم برمیداری ، شانه به شانه ام ..

می خندی همراه خنده هایم ،

و من مست می شوم از این همه با تو بودن ام ..

 

 

برای خواندن تمام نوشته های قصرعشق اینجـــا کلیک کنید

 

  

نوشته اي از بهاره و سعید | جمعه 22 اردیبهشت1391 | 12:30 | |