تبليغاتX
در سکوت دلم هميشه عشق تو را زيباترين لحظه بودن خواهم ديد بمان با من اي مهربانترين و بدان که بي دليل تر از تمام دليلها ... دوستت دارم ...که دوست داشتن را دليلي نيست
قصر عشق

قصـــــرعشـــــق






غزل خداحافظی  

 آپلود عکس

بی خداحافظی می روم

آنطور که نه رفتنم را ببینی و نه دیگر صدایم را بشنوی

مگر برای تو هم فرقی می کند ماندن یا رفتنم

ماندنم چه سود دارد وقتی که تو را ندارم

همان بهتر که بروم !

من که می خواهم قدم در راه رفتن بگذارم

پس غمهای تو را هم با خود می برم

تا لحظه ای دلت را نسوزاند

خاطرات با تو بودن را هم می برم

تا مبادا با یادشان چشمه چشمانت را بخشکاند !

از اینجا دلگیر و خسته شدم

چون عشق تو مانند قماری بود که بازنده اش من بودم !
 
دلم هر لحظه برایت تنگ می شود اما چه کنم که دلت از سنگ شده است

دلم به دلت وفادار مانده اما چه فایده که دلت در گروی کسی دیگر است

چیزی از تو نمی خواهم

تنها حس دوست داشتنت را همراه خود می برم

با کوله باری از دردهایم !

آرام آرام زیر لب غزل خداحافظی را برای دلم زمزمه می کنم

زیرا خوب می دانم که اینجا دیگر کسی نیست تا چشم انتظار بازگشتم باشد !

قدم در راه بی مقصد می گذارم

شاید کسی ، جایی دیگر منتظرم باشد

کسی که قدر عشق مرا بداند و با سنگ بی محبتی دلم را نشکند !

شاید ...

 

نوشته اي از بهاره و سعید | پنجشنبه 28 آبان1388 | 14:15 | |

خلوت عشق  

 آپلود عکس

برو و بگذار خلوتي را براي خود برگزينم

و لحظه اي از تو و دنياي عاشقي دور بمانم

شايد اينگونه بتوانم تو را دريابم

و عشقت را آنگونه که مي خواهي بپذيرم !

برو و بگذار از تب و تابم کاسته شود

و آرامش به دل خسته و در هم شکسته ام بازگردد

شايد وقتي به آرامش رسيد

قلب پر از احساست را باور کند

و برای همیشه در کنار تو ماند !

من ، خسته تر از تو معطل احساس مانده ام

و از بيان شعرهايي که نمي توانند بوي مهرباني به خود بگيرند عاجزم !

برو و بگذار در سکوت خويش تازه شوم

و آن زمان بازگرد که دوباره آغاز شده باشم

زماني که بتوانم عشق نامحدود خود را پيش کش قلب تو کنم !

آری ...

 

نوشته اي از بهاره و سعید | پنجشنبه 21 آبان1388 | 13:45 | |