عاشقانه هايم را برايت نگه داشته ام هنوز باور ميکني؟ گاهي دلم عاشق شدن ميخواهد.عاشقي است ديگر. آنقدر غرقش ميشوي که ديگر فراموش ميکني هنوز عاشقي. هر چه هم که فرار کني و انکار.همه ي اينها را گفتم که بگويم دلم برات تنگ شده ميداني؟
√ قصــرعشــق √

√ قصــرعشــق √

√در ذهن ...

دَر ذهن مَن قَدم نگُذار

وقتی دَر آغُوش دیگری خُفته ای

" لعنتــــــــــــی "


☆ برچـسـب‌هـا ☆ : حرفهآی کوتآه دل
| جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | ۶:۱۵ ب.ظ | بهــــــــــاره |

√لعنت بر تنهایی

چه کسي مي گويد تنهايي خوب است

اگر با ديگري نباشي آسوده ات خاطر است

من بي او هستم و تنهايم

لعنت بر اين تنهايي که هر چه غريبي ست از او است

خواستم تنها باشم

به دنبال بهانه اي از او دور باشم

چه گيرم آمد وقتي تنها شدم ؟!

او از من دور شد و اکنون بي او شدم

لعنت بر اين تنهايي

بر اين حسرت بي امان در ميان بغضهايم

که مرا از پا انداخته است

هرکسي مرا مي بيند نمي شناسد !

حتي وقتي مقابل آينه مي ايستم

زيبايي در من گم شده است

دل کنده ام از دنيا ، اما نه از او

روزها و شبها مي آيند و مي روند

اما ذهنم پاک نمی شود ، از خاطرات او

چه کردي با من اي تنهايي؟

در تو غرق شدم و شکستم در تلاطم زندگی

حالا به روزگار بگو روحم را از تنم بگيرد

که ديگر از تو هم بيزار شده ام اي تنهايي !!


☆ برچـسـب‌هـا ☆ : نویسنده بهــــــــاره, متنهآی عآشقآنه
| جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | ۶:۱۰ ب.ظ | بهــــــــــاره | |

√پاییز ...

 

پآییز که می آیَد

کآری دَستَم نمی دَهد

فَقط عآشق تَرم می کُند !


☆ برچـسـب‌هـا ☆ : حرفهآی کوتآه دل
| پنجشنبه نهم آبان ۱۳۹۲ | ۷:۴۵ ب.ظ | بهــــــــــاره |

√بیکرانه ی عشق


 

در من تکرار شو

مثل همان روزهای اول عاشقی که در نگاهم غرق می شدی

دوباره با من یکی شو

تا من عاشقانه خودم را در میان بازوانت جای دهم

و از بودن با تو بی قرار شوم

با من هم مسیر شو

در تک تک قدمهایی که بر میدارم

تا این زندگی نفس گیر را آنطور که می خواهیم پیش ببرم

با تو و در کنار تو

دوش به دوش تن تو ، با قرض دادن دستهایم به دستان مهربان تو

سکوت نکن

به لبهایت اجازه اعتراف عشق را بده

مانند من که گاهی سرم را روی شانه هایت می گذارم

و می گویم که چقدر برایم عزیزی

در میان این هیاهو و بی قراری زندگی ، تنها پناهگاه این قلب مظلومی

مهربان تر باش

مانند من که اگر غم دنیا بیاید و درون قلبت بنشیند

خودم را به آب و آتش می زنم ، تا تو را آرام کنم

اگر نفسهایت بالا نیاید از حسرت دوری

نفسهایم را برایت می فرستم تا به جای من هم که شده زندگی کنی

با اینکه از غم نبودنت آتش گرفته ام

با من پرواز کن

عاشقانه در مسیر عشق

بالهایت را باز کن و مرا با خود ببر به بیکرانه ی عشق

حتی اگر شده خودت را با من یکی کن

تا از من و تو بودن رها شویم و به ما برسیم

کار سختی نیست !

وقتی عاشق هم باشیم

به سادگی و دور از چشم حسود روزگار یک روح در دو بدن میشویم


☆ برچـسـب‌هـا ☆ : نویسنده بهــــــــاره, متنهآی عآشقآنه
| پنجشنبه نهم آبان ۱۳۹۲ | ۷:۴۰ ب.ظ | بهــــــــــاره | |

√چه حالی دارم ...

 

چه حآلي دآرم اَز دوريَت امشَب !

وقتي چشمهآيم آرامش نگآهت رآ مي خوآهد

و لَبهــــــــــــآيم

اعترآف دوُست دآشتَنت رآ


☆ برچـسـب‌هـا ☆ : حرفهآی کوتآه دل
| جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۲ | ۸:۳۰ ب.ظ | بهــــــــــاره |

√لجبازی دل

 


از من دور که باشی

یا چشمانت را به اندازه یک ثانیه از چشمانم دور نگه داشته باشی

می میرم و امید در قلبم می میرد

دیوانه بودن یعنی همین

وقتی از ندیدنت غمهای عالم به یکباره جمع می شود

و میان گلویم می نشیند

بیا کنارم ، از من نپرس که مرا چه شده

خودت خوب می دانی

عاشقی ات چه بر سر دلم آورده که لحظه به لحظه دلتنگی می کند

وقتی بفهمد در آن دور دست ها قلب تو نیز همین حال را دارد

و من هم کاری از دستم بر نمی آید

جز با در آغوش گرفتن عکست در میان بازوانم ، کمی او را آرام می کنم

اکنون دلم لج کرده است

تو را نديده دلتنگ شده ، با سينه ام قهر کرده است

گاهي بي هوا مي تپد ، گاهي انگار در ميان سينه ام ساکت نشسته است

نباشي بدخلقي مي کند

سرش که فرياد ميکشم و مي گويم ساکت باش

آرام آرام گريه مي کند

لجبازي دلم را دوست دارم

وقتي مي دانم به خاطر تو اين بازي را با من مي کند

از لحظه به جریان افتادن عشق تو در رگهاي تنم

اين حس زيبا هر لحظه به من نفس مي دهد

نمي شود از تو گذشت

وقتي در لابلاي نفسهايم زندگي مي کني

وقتي چشمهايم را مي بندم و باز مي کنم

در آغوش تو بيدار مي شوم

نه مي شود از تو گذشت و نه از قلب مهربان تو

به من بده عشق بي پايانت را

که هرگز شک نخواهم کرد به عاشقي ات و احساس فنا ناپذير تو


☆ برچـسـب‌هـا ☆ : نویسنده بهــــــــاره, متنهآی عآشقآنه
| جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۲ | ۸:۲۵ ب.ظ | بهــــــــــاره | |


دوري از من
اما چه نزديك است دلهايمان ..
تو و من دوريم !
اما دستانت در دستان من است ..
از فرسنگهاي دور
در آغوشت مي كشم ،
و بوسه بر لبانت مي زنم ..
دوريم اما ،
دلهايمان نزديك است !


*.*.*


..:: کپی برداری از اشعار و متنهای عاشقانه ، تنها با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است ::..


  • √آرشـیو متنـهاے قصـرعشـق√ ايمـ يـل√پروفـ ايل
مآهـ ـنآمـہوبلاگـ ــ

  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آرشيو
آخـرين نوشـ ـته هـآ

  • ღ لجبازی دل ღ
  • ღ چه حالی دارم ... ღ
  • ღ بیکرانه ی عشق ღ
  • ღ پاییز ... ღ
  • ღ لعنت بر تنهایی ღ
  • ღ در ذهن ... ღ
  • ღ احساس شیرین ღ
  • ღ تلافی می کنم ... ღ
برچسبهآ

  • متنهآی عآشقآنه (15)
  • حرفهآی کوتآه دل (15)
پيوند هاے وبلاگـ ــ